فراموشی رمز عبور
پس از درخواست شما,ایمیلی برای شما به منظور تغییر رمز عبور شما ارسال خواهد شد,لطفا inbox و پوشه اسپم خود را پس از درخواست بررسی کنید
عضویت در سایت
ورود به پنل کاربری
پس از درخواست شما,ایمیلی برای شما به منظور تغییر رمز عبور شما ارسال خواهد شد,لطفا inbox و پوشه اسپم خود را پس از درخواست بررسی کنید
مزخرف
به نظرم فیلم خوبی بود.کارگردان ذهن بیننده رو مدام قلقلک میداد.فلش بکهای جالبی داشت.قطعا ارزش یبار دیدن رو داره.فقط کمی کند پیش میره و مخصوص درام بازاس.
به نظر من ارزش دیدن اصلا نداره
یک زندگی معمولی و ساده در اروپا که آرزوی ما ایرانی هاست
اکثر ما زندگیمون از یه جایی ب کل تغییر کرد،از یه زمان خاص یا کاملا معمولی،بعداز یه تعطیلات تابستونی یا بعداز ورشکست شدن یا بعداز پیروزی در فلان مسابقه یا با ب دنیا اومدن بچه یا….این فیلم هم زندگی دوتا خواهر رو نشون میده ک بعداز تعطیلاتی ساحلی کاملا زیر و رو میشه…ب درام بازها پیششنهاد میشه چون مثلایک دقیقه و نیم فقط مزه خوردن دوتا آقارا بدون هیچ صحبتی نشون میده یا دودقیقه فقط نشون میده ک بچه روی تختش نشسته فکر میکنه،،،درکل جالب بود،تصمیمات دشواری نشون نداد اماباعث میشه راجع ب احساسات انسانی ب فکر
زندگی همینقدر غیرقابل پیش بینیه
چی بود این ؟ واقعا چی بود؟ در تمام عمرم فیلم به این بی محتوایی ، بی ارزشی ، بی معنایی ، بدون کوچکترین حرکت هنری از کارگردان ، بازیگرا و.. ندیده بودم. اصلا نت و چشمت و وقتتو بیخیال. برای شعورت ارزش قائل شو نبین.
منظور از درام غمگینه
یه برشی از یه زندگی معمولی که ممکنه برا هر کس پیش بیاد.
میشه یکی ببینه خلاصشو بنویسه. من وقت ندارم ببینم. و تو یوتوب همش انگلیسیه من بلد نیستم.
اسپویل:دوتا خواهر با دوتا آقا ازدواج کردن و دوتا بگه دارن،یکیشون یه دختر داره،یکیشون یه پسر، بعد یه روز همگی باهم میرن خونه ییلاقی ک از والدین خواهرا بهشون ب ارث رسیده،بعد یروز میرن دریاچه شنا کنن ک بابا دختربچه دخترشو میندازه تو آب و نزدیکه بچه خفه بشه اما اون یکی شوهر خواهره با تنفس دهان ب دهان بچه برمیگرده،اما فرداش تنفس بچه دچار مشکل میشه و زنگ میزنن امبولانس و از اونجا ک خونه ییلاقی آدرس دقیقی نمیتونن بدن،خانواده ب آمبولانسیه میگن ما بچمونو میاریم پمپ بنزین فلانجا شمام بیاین اونجا،بعد ک بچه
توسط افراد مخصوص چکاپمیشه،همگی تصمیم میگیرن برگردن خونه ییلاقی ک توی راه خواهره و شوهرش تصادف میکنن و شوهرش میمیره(اون خواهره ک پسر دارن)بعد تمام اعضای بدن مَرده رو میدن ب کسایی ک ب احتیاج داشتن،بعد نشون میده ک اون یکی خواهره ک دختر داشتن هم از شوهرش طلاق میگیره و شوهره همه چیزا میبخشه ب زن و بچش و میگه حالا میرم یجای گرم زندگی میکنم،اون خواهره ک بیوه شده بود با یه مردی دوست میشه(فک کنم آمبولانسیه باشه)خواهرا خونه ییلاقیه را میذارن برا فروش،خواهر بیوهه دوست پسرشا میاره خونه و با خواهرش سه تایی
دوره هم میشینن صحبت کنن، قبل از اینکه بیان داخل خونه، شوهر خواهره ک طلاق گرفته بود محترمانه میاد وسایلشو از تو خونشون جمع میکنه و میره ، بعد خواهره عکسای بچگیشونوتو گوشی ب دوست پسر خواهرش نشون میده و راجع ب عکساشاون حرف میزنن و میگن میخندن